شب

شبه جان سپردن است

او مرده است

او را کشتند

همانهايی که دوستش داشتند

و همانهايی که او دوستشان داشت

همانهايی که از برق ديدگانش جان گرفته بودند

ولی آنها ظرفيت اين همه نور را نداشتند

او را کشتند

از پشت سر

طاقت ديدن چشمهايش را نداشتند

او را کشتند

صورتش را بوسيدند

و به خاکش سپردند

و از خدای خود طلب مغفرت کردند

 

ديگر بر نمی گردم

و چشمهايم را به روی همه چيز می بندم

برای مدتی طولانی و شايد هميشگی

خدانگهدار

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Mina Mehrmand

ba tavanaehae ke dar to soragh daram va ghodrati ke dar to mibinam midanam ke sar boland dobareh bar khahi gasht va in bar to khahi bood ke sarboland be cheshmane kasani negah mikoni ke to ra bavar nakardand.

pishy

کجا می ری؟ شوخی می کنی يا جدی جدی خداحافظ؟؟

مريم

كورش جان ايشالا از دكتر جواب مثبت مي شنوي برات دعا مي كنم . راستي خدافظي نكن من هميشه نوشته هات و دوست داشتم هميشه باش و ادامه بده

AATI

man nemidoonam chera oo ra koshtand to avval ino vase man roshan kon ta man betoonam tasmim begiram inam shod kar akhe ke hamash oo ra mikoshand ?!!!!!! D:

AATI

mamoolan unaee ke az hame behtaran ya laa aghal khob taran va ya ziyadi khooban ziid tar az pish ma miran ,in hamishe boode o hast khoda ham khooba ro mibare pishe khodesh ke az badia door bashan

بهار

سلامممممممممممممم.از نگاه متفكرانه شعرت عالي بود. به خدا بي شوخي مي گم اونايي كه دوستش داشتن كشتنش:(((( ولي از اونجايي كه من نگاه متنفكرانه رو زياد خرج نمي كنم به همين بسنده مي كنم. كوروشييييييييييييي نرو ...بتزم بنويس خوب...منتظرم

SHADI

سلام.. خوبيد؟.. خيلی جالب بود به نظر من بی نظير بود اين شعر منو ياد دختر عمه ام ميندازه ديگر بر نمی گردم و چشمهايم را به روی همه چيز می بندم برای مدتی طولانی و شايد هميشگی خدانگهدار اونم با اوروز ميشه چهار روز که فوت کرده هميشه موفق باشيد يا حق

SHADI

عاشقا ای عاشقا عشق من رنگ خزون....تب من رنگ شقايق توی دشت بی نشونه.. ...هستی ويکسره باختم سوختم و موندمو ساختن......اول عاشقی اينه آخرعاشقی اونه........عاشقا ای عاشقا اون ميگفت برام ميميره..........اون که می گفت ازمحبت؛ تا منو از من بگيره.......ديگه تو نگاه گرمش واسه من حرفی نمونده.......بارون محبتی نيست ديگه قلبش يه کوير......عاشقا ای عاشقا روزو روزگاری داشتيم......شوق انتظاری داشتيم.......توی شهر عاشقا پاييزو بهاری داشتيم.........تو ديار بی کسی ها گل آرزو می کاشتيم.........واسه يه لحظه ديدن دل بی قراری داشتيم.......آشيونه رو به هم ريخت بازی دست زمونه........... من يه سرگردون عاشق اون نمی خواد که بمونه.......توی چشماش نمی خونم قصه های آشنايی.........من هنوز باور ندارم اين دوتا چشما همونه..........عاشقا ای عاشقا ...

SHADI

سلام ......من آ پ شدم سر بزن خوشحال ميشم..